Friday, October 12, 2012

ازحنجره ی بهاری

از حنجره ی بهاری ١
بهار که می خزد 
از تا ر پاره ی گلو ش 
می نشیند به تکیه گاهی 
دمی 
به آرامی 
بر صخره 
گلسنگ عاشق را 
صدا می زند 
حنجره ی بهاری ش 
.
از حنجره ی بهاری ٢ 
سر می کشد 
پرچم آوازی 
از دره 
خزیده می اید 
به جستجوی آسمانی ش 
آفتاب می گسترد 
بر اقلیم گلو ش 
از عاشقانه ترین ها ی علی بابا چاهی