collage by:mojرویای آتش
در نگاه باد
آتش می گیرد
باد
به رویاش
هیچ که می شود
پس می زند خزه ها را
به کا وش
صدف می گشاید
-اما
تا پیاله ی باران کند
می گذرد راه باز گشت
از میان آذرخش
تا ول که می زند نگاه باد
می سوزد
به آتش رویا
می بلد
گلی جوان
در گیسوان آبی ش
رضی تازه می گوید
به گویش آشنای جهان
مهر ٦٧
از کتاب هفتاد سال عاشقانه ی محمد مختاری

